محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى دهلوى

109

مجربات اكبرى ( فارسى )

ديگر ؛ زنجبيل ، فلفل دراز ، فلفل گرد ، ترپهله ، تج ، اجواين ، سونف « 1 » ، نمك سونجر ، نمك سنگ ، مساوى كوفته ، بيخته ، سفوف سازند . ديگر ؛ پلپل دراز ، پيپلمول ، دهينا « 2 » ، زيرهء سياه ، نمك سينده ، نمك سياه ، پوست اترج تاليسر ناگيسر هر يك دو درم ، تج ، دانهء الايچى خرد ، هر يك سه درم ، نمك دريا هشت درم ، انار دانه ، چار درم ، امل بيت دو دام ، كوفته ، بيخته ، سفوف سازند . ديگر ؛ قدرى آب بگيرند و آب ليمون در وى اندازند نمك سنگ در آن آميزند و بنوشند گرانى شكم كه از امتلاءى شب باقى باشد دور كند . ديگر ؛ شكم براند و طعام هضم كند ، هليله ، بليله ، سنا مكى ، زنجبيل ، نمك سونچل ، زيرهء بريان ، هر يك دو دام ، پلپل يك دام ، كوفته ، بيخته ، سفوف سازند . ديگر ؛ هليله ، زنجبيل ، برابر سينده به حسب مزه و باشد كه قدرى چيته يا پلپل يا هر دو بيفزايند و باشد كه اين دواء را با هم چند منقى دانه ، بيرون كرده بسرشند . ديگر كه در آوردن اشتها نفع تمام دارد بغايت موثر است و بمنزلهء اكسير سيماب يك دام ، گل نرمه صد عدد ، سهاگه چهار ماشه ، نخستين سيماب را در شيرهء برگ ب هط كطائى كه آن را بادنجان جنگلى گويند دو روز تر كنند و روز سوم سيماب برون آرند و در پارچه سفت دو سه مرتبه صاف نمايند تا رطوبت نماند بعده در آفتاب خشك سازند پس سيماب و سهاگه در آوند ناريل با چوب نيم حل سازند و گلهاى نرمه

--> ( 1 ) - سونف : باديان . رازيانج . ( 2 ) - دهينا : كشنيز ( ف ) . كزبره ( ع ) . ( لغات فيروزى )